سرگیجه با جادوی کریستوفر نولان

مواجهه سینمای آمریکا با جنگ، درست عکس برخورد جریان غالب سینمای ایران با چنین موضوعی است. سینمای ما طی دو دهه اخیر، حتی حماسهها و فتوحات را نیز تراژدی نشان داده، اما هالیوودیها شکستهایشان را هم در نظر جهانیان پیروزی نمایش میدهند. «خرمشهر» در جامعه ما نماد فتح و آزادی است، اما فقط سقوط و اشغال شدن این شهر در سینما به تصویر کشیده شده است. برخلاف خرمشهر، «دانکرک» در تاریخ معاصر غرب یادآور شکست و حقارت است، اما جادوگری به نام «کریستوفر نولان» در فیلم جدیدش، داستان این شهر را به یک حماسه و پیروزی تبدیل کرده است.
تاریخ سینما پر از فیلمهای باشکوه است که پدیدههای زشت اجتماعی و تاریخی را به زیباترین شکل ممکن نمایش دادهاند. از «تولد یک ملت» که یک شاهکار سینمایی در ستایش نژادپرستی است تا «پیروزی اراده» که تبلیغ نازیسم بود و... حالا «دانکرک»! فیلمی که آمده تا با روایت یک جنگ نفسگیر و از ورای تحریف تاریخ، به ملتهای تحت سلطه جنگسالاران، نفس مصنوعی و درس امید و اعتقاد به معجزه را بدهد.
«دانکرک»، هم شبیه فیلمهای قبلی نولان است و هم شبیه به آنها نیست. در این فیلم نیز همچون «ممنتو»، «تلقین» و... فرم روایی فیلم متقاطع و مبتنی بر بازی با زمان است. روایت اول که از ساحل شروع میشود طی یک هفته اتفاق میافتد، روایت دوم که در قایق میگذرد طی یک روز و روایت سوم که جنگ هوایی بین هواپیماها را نشان میدهد یک ساعت است و این سه روایت به هم میرسند. اما برخلاف آثار پیشین نولان، این فیلم فیلمنامهای پر هیبت ندارد، به طوری که هیچ یک از سه روایت فیلم، به حد یک داستان تمامعیار نمیرسند و عناصری چون تعلیق، معما و قهرمان در آنها دیده نمیشود. پیوند سه روایت نیز غیر دراماتیک است؛ یعنی اساساً مشخص نمیشود که چرا ما سه روایت جدا از هم را میبینیم و معنایی را تولید نمیکند. به همین دلیل هم اتصال قصهها چندان دلپذیر و لذتبخش نیست و معمایی را حل نمیکند. به همین دلیل هم «دانکرک» کوتاهترین فیلم در کارنامه نولان است و به دو ساعت هم نمیرسد که نشاندهنده دست خالی فیلمساز در داستانگویی است، زیرا فیلمهای جنگی و حماسی به ویژه اگر درباره نبردهای بزرگ و پر کشمکش باشند، معمولاً طولانی هستند. شاید هم هدف کارگردان فیلم این بوده تا با ایجاد سه روایت، کمبود داستان را جبران و به زمان فیلم خود اضافه کند!
تنها جنبه قابل توجه «دانکرک» نمایش صحنههای چشمنواز و خارقالعاده است. اهرم اصلی فیلم برای مفهومسازی از جنگ و مجذوب کردن تماشاگر، فضاسازی و خلق هیجان از طریق صحنههای شگفتانگیز است. صحنههای هوایی فیلم، سرگیجهآور هستند و فیلمساز نهایت سعی خود را به کار گرفته تا تصاویری عظیم از پرواز هواپیماها و از دیدگاه خلبان نشان دهد تا از این طریق، ضعف داستان و نبود قهرمان در فیلم خود را جبران کند. صحنههای هوایی فیلم و مانور هواپیماها بر فراز دریا به فیلمهای سه بعدی و استریوسکوپیک (در ایران به «سینما 2000» شهرت داشت) شباهت دارد؛ صحنههایی که صرفاً با چرخش هواپیماها (گردش دوربین به دور خود) شکل گرفتهاند و دیگر هیچ! هیچ نمیفهمیم که این هواپیماها از کجا آمدهاند، خلبانهای آنها چه کسانی هستند و چه هدفی دارند!

«دانکرک» خود را با جادوی تصویر، صدا و حرکت تحمیل میکند؛ فیلم، با سکوت و آرامشی مرموز شروع میشود، اما دقیقهای نمیگذرد که شلیک اولین گلوله مخاطب را به دنیایی پرتنش و تحرک میبرد و تا آخر، حتی یک لحظه هم آرام نمیشود. به جای داستان، شخصیتپردازی و حتی بیان جزئیات جنگ و آن مقطع از تاریخ، فقط سلسله حوادث مهیج و تصاویر خیرهکننده هستند که در کنار هم قرار گرفتهاند و فیلم را پیش میبرند، مانند بمبهایی که از افق تا چند متری دوربین یک به یک روی زمین میافتند و درست پیش از رسیدن به دوربین، قطع میشوند، یا صحنه عبور از تخته کوچکی که روی پل شکسته قرار گرفته و صحنههای وحشتزای مبارزه هواپیماها یا سکانس درون کشتی که گلولهباران میشود و... «دانکرک» در میان همه این تصاویر جادویی و داستان ابتر و سرگیجهآورش، پنداری دوستداشتنی را از جنگ بروز میدهد. در فیلم، هیچ صحنه مهوعی از نبرد نمیبینیم. نولان در فیلم خود، میدان مقاتله را به زیباترین شکل ممکن به تصویر درآورده است. دلیل حذف ضد قهرمان از فیلم نیز همین بوده تا پلشتی این میدان کمتر دیده شود. ما فقط جبهه خودیها به زعم فیلم را میبینیم تا قدرت آنها بیشتر به چشم بیاید. در پایان نیز هیچ اشارهای به اینکه فرانسه و انگلیس در نبرد دانکرک تحقیر شدند و تا آستانه سقوط رفتند، نمیشود. در تاریخ اینگونه ثبت شده که آلمان نازی، شهر را محاصره کرده بود و هیچ مقاومتی از سوی نیروهای متفقین در کار نبود؛ آلمانیها کاملاً قاهر و فرانسویها و انگلیسیها مقهور بودند. تنها اشتباه محاسباتی هیتلر که دستور به توقف حمله داد، سقوط دانکرک را کامل نکرد. اما در این فیلم، حماسه و ازخودگذشتگی سربازان و نیروهای نظامی فرانسه و انگلیس، عامل نجات معرفی میشود. در پایان نیز در حالی که مردم برای پیروزی این نیروها شادی میکنند، بیانیه جنگطلبانه فیلم را یکی از شخصیتهای فیلم چنین میخواند: «ما باید تا انتها پیش برویم، باید در دریاها و اقیانوسها بجنگیم، باید با قدرت بالا در هوا بجنگیم، باید به هر بهایی که شده از خودمان دفاع کنیم، باید در سواحل بجنگیم، باید در خشکی بجنگیم، باید در میدان نبرد و خیابانها بجنگیم، باید در کوهها بجنگیم، هیچگاه نباید تسلیم شویم... تا زمانی که خدا بخواهد، دنیای جدید با تمام توان و قدرتش برای نجات دنیای قدیم قدم پیش خواهد گذاشت.» تا پیام فیلم، از تصویر هم فراتر رود و در قالب شعار نیز برملا شود.
مطالب بیشتر من را در تلگرام دنبال کنید: https://t.me/arashfahim1396
نگاهی به پرفروش ترین فیلم های سال...
ما را در سایت نگاهی به پرفروش ترین فیلم های سال دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 142
تاريخ: سه
شنبه
2 مرداد
1397 ساعت: 17:14